alt="http://farsi.khamenei.ir/">
RSS

محمد نبی حبیبی با تاکید بر اینکه فتنه ۸۸ برای براندازی نظام در خارج از کشور طراحی شده بود، اظهارداشت: به دنبال این طراحی از سوی دشمنان عده ای در داخل به دام این فتنه براندازانه افتادند و در زمین دشمن بازی کردند.

وی با بیان اینکه استکبار با کودتای سبز به جنگ نظام جمهوری اسلامی آمده بود، گفت: تحلیلی که برخی ها ارائه می کنند و می گویند حوادث 88 یک رقابت انتخاباتی بوده است را قبول ندارم و این ماجراها با قصد براندازی نظام از سوی فتنه گران رخ داد.

دبیرکل حزب موتلفه اسلامی، خاطرنشان کرد: مردم چند ماه بعد از انتخابات ۸۸ صبر و رفتارهای فتنه‌گران را رصد کردند، بخصوص در روز عاشورا، وقتی شعارهای ساختارشکنانه سر داده شد و در روز قدس نیز فتنه گران شعار «نه غزه، نه لبنان» سر دادند، مردم راه خود را از اینان جدا کردند و در ۹ دی ۸۸ به میدان آمدند و حماسه آفریدند.

وی با بیان اینکه اگر همه اصلاح طلبان را فتنه گر بنامیم بی انصافی است، گفت: ما هر اصلاح‌طلبی را فتنه گر نمی دانیم، اصلاح‌طلبانی را سراغ داریم که در چارچوب نظام هستند و اصولگرایان رقیب اصولگرایان محسوب می شوند؛ اما اصلاح‌طلبان باید بدانند که کسانی که وارد فتنه شدند بخشی از جریان اصلاح‌طلبی بودند و لکه ننگ فتنه‌گری به دامن برخی از اصلاح‌طلبان وجود دارد.

حبیبی همچنین در واکنش به اظهارات اخیر خاتمی مبنی براینکه اطلاح طلبان برانداز نیستند، گفت: خاتمی به جای آنکه در پس پرده صحبت کند باید در یک اظهارنظر رسمی و انتشار بیانیه از فتنه گران اعلام برائت کند اما تاکنون این کار را خاتمی و دوستانش انجام ندادند؛ بنابراین این اظهارات نمی‌تواند لکه ننگ فتنه‌گری را از دامان اصلاح طلبان پاک کند.



وَ سَلامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَ یَوْمَ یَمُوتُ وَ یَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا
و سلام بر او روزى كه متولد شد و روزى كه مى‌میرد و روزى كه مبعوث مى‌شود و زنده مى‌گردد


اين قهرمان بوشهري را ميشناسيد آيا؟ رشادتهايش را بياد داريد آيا ؟

نادر مهدوي

سردار رشيد سپاه اسلام

در هم شكننده ناوگان دريايي استكبار فقط با يك موشك پازوكا، يك قايق دو موتوره و 10 موشك ميني كاتيوشا

حماسه ي نادر در 16 مهر

يكي از ماموريت‌هاي شهيد مهدوي در مواجهه مستقيم با ناو‌هاي آمريكايي، هنگامي بود كه نخستین کاروان نفتکش‏‌هاى کویتى تحت پرچم آمریکا و با اسکورت ناوشکن‏‌هاى ابرقدرت غرب، دو روز بعد از تصویب قطعنامه 598 حرکت خود را از سواحل امارات متحده عربى در دریاى عمان آغاز کرد. کاروان اسکورت نفتکش‏‌هاى "گس پرنس " و "بریجتون " - که نام‏‌هاى عربى آنها توسط شرکت آمریکایى عوض شده بودند - با سرو صداى زیادى مأموریت خود را آغاز کرده و به سلامت از تنگه هرمز گذشتند اما، در نزدیکى جزیره فارسى با خطر جدى مواجه شده و نفتکش 400 هزار تنى "بریجتون " با یک مین 270 کیلویى برخورد كرد. بازتاب این حادثه بسیار گسترده بود.

على‏‌رغم این که آمریکا سعى كرد این حادثه را بى‏ اهمیت تلقى كند اما چنین ضربه‌اى براى حیثیت سیاسى و نظامى آمريكا جبران‏‌ناپذیر بود و مهم‏‌تر از همه این که عملاً ابتکار عمل در خلیج فارس را به دست ایران مى‏‌داد. این رخداد سبب شد که کاروان‏‌هاى بعدى بي‌سر و صدا و تبلیغات و با رعایت پنهان کارى از سواحل کویت به دریاى عمان و بالعکس حرکت کنند، در حالى که همواره خطر مین‏‌ها، قایق‏‌هاى تندرو و موشک ‌هاى کرم ابریشم را احساس مي‌کردند.

نادر مهدوی، سرانجام در 16 مهر ماه 1366 پس از آن که ناوگروهِ تحت امرش، یک فروند بالگرد آمریکایی را سرنگون ساخت، با آتش مستقیم تفنگداران دریایی آمریکایی مجروح شد و به اسارت آنان در آمد. سپس در عرشه ناو «یو اس. چندلر» مورد شکنجه قرار گرفته و به شهادت رسید و در روستاي بحيري از توابع شهرستان تنگستان استان بوشهر در ميان حضور پرشور ملت شهيد پرور به خاك سپرده شد.

 



برچسب ها: نادر مهدوي

والدين عزيز و مومن به گوش باشند ...

در سايه غفلت مسئولين فرهنگي و آموزش و پرورش كشورمان اين اتفاق رخ داد:

بياييد كودكانمان را مهدوي و عاشورايي تربيت كنيم نه غربزده و تجملگرا

بياييد قصه علي اصغر را براي فرزندانمان بخوانيم نه قصه سفيد برفي و شنل قرمزي را

خداوند عاقبت همه ما را ختم به خير گرداند ان شاء الله به بركت صلوات بر محمد و آل محمد

در تكميل اين اراده ي مقدس حق پرستان و مستضعفان عالم به جهت تغيير مسير حركت بشر از سمت شهوتراني و ظلمت به سمت خدا پرستي و نورانيت،‌ همه جهانيان منتظرند تا آن عدالت گستر مهربان باذن الله ظهور نمايد و تمدن نوين اسلامي را از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب عالم بگستراند.

و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثين

(آيه 5 سوره قصص )

 

به اميد آن روز

اللهم عجل لوليك الفرج



 

 شكست پروژه‌ي اسلام‌هراسي در راستاي مقابله با موج اسلام خواهي

بعد از تمايل شديد مردم اروپا، آمريكا، آفريقا براي گرويدن به دين مبين اسلام و همچنين ظهور موج بيداري اسلامي در منطقه، شواهد و مدارك موجود گوياي آن است كه رسانه‌هاي وابسته به «نظام سلطه»‌ي جهاني نه تنها در اقدامات و اعمال خود عليه اسلام و مسلمانان كوتاهي نكر‌ده‌اند بلكه با تمام قدرت و توان خود و هر آن‌چه كه در چنته داشتند وارد ميدان شده و دشمني با اسلام و مسلمانان را به بالاترين حد خود رساندند كه تنها دو نمونه‌ي آن ماجراي فتنه‌ي 88 در ايران و تشكيل گروههاي تروريستي منتسب به اسلام در سوريه و عراق است كه البته باز هم دشمنان چيزي عايدشان نشد و ناچارا و ظاهرا خودشان نيز جريانات تروريستي را تهديدي عليه جامعه جهاني قلمداد نمودند.

پس بايد روند گسترش اسلام‌خواهي را در جاي ديگري جستجو كرد.

براي تحليل روند گسترش اسلام‌خواهي مي‌توان دلايل و عوامل متعددي را بيان كرد. دلايلي مانند فطرت خداجوي بشر، جهان‌شمول بودن دين اسلام و توجه به همه‌ي ساحت‌هاي بشري و پاسخ به نيازهاي همه‌ي جانبه‌ي انسان و... ، اما به نظر مي‌رسد مهم‌ترين و كليدي‌ترين موضوع، «مديريت استراتژيك» امام خميني و رهبر انقلاب در ايجاد، ساخت، حفظ و تداوم فضاي اسلام‌خواهي در جهان بوده  و هست. توضيح آن‌كه مديريت استراتژيك، علم شناخت، مهار و كنترل «فرصت»‌ها و «تهديد»ها است. يك مدير استراتژيست بايد محورها و نقاط فرصت و تهديد را به خوبي رصد كرده و با شناخت كامل و دقيق از آن‌ها، در وقت مشخص و معين، بهترين بهره را از آن ببرد. رهبر استراتژيست رهبري است كه هم نقاط آسيب‌زا و تهديد را به خوبي مي‌شناسد و هم نقاط قوت‌زا و فرصت را. در مرحله‌ي بعد كار يك رهبر استراتژيست آن است كه تهديدهاي به‌وجود آمده در سيستم را تبديل به فرصت كرده و از آن‌ها در جهت پيشبرد اهداف و رسالت سيستم و مجموعه‌ي خود استفاده كند.

از اين منظر، دقت و تأمل در رفتار و گفتار امام خميني و رهبر انقلاب اين موضوع را نشان مي‌دهد كه اين بزرگواران بيش از هر كس ديگري در مدت اين سي و پنج سال، فرصت‌ها و تهديد‌هاي پيش آمده براي انقلاب اسلامي و جهان اسلام را شناسايي كرده و در مواقع لزوم به آن جهت داده‌اند. از همين روي آنان توانسته‌اند تا از تهديدي به نام اسلام‌هراسي، فرصتي به نام اسلام‌خواهي بسازند.



 

سبک زندگی بخش حقیقی و اصلی تمدن اسلامی است


امام خامنه اي مي فرمايند:

ما اگر پیشرفت همه‌جانبه را به معنای تمدن‌سازی نوین اسلامی بگیریم - بالاخره یک مصداق عینی و خارجی برای پیشرفت با مفهوم اسلامی وجود دارد؛ اینجور بگوئیم که هدف ملت ایران و هدف انقلاب اسلامی، ایجاد یک تمدن نوین اسلامی است؛ این محاسبه‌ی درستی است - این تمدن نوین دو بخش دارد: یک بخش، بخش ابزاری است؛ یک بخش دیگر، بخش متنی و اصلی و اساسی است. به هر دو بخش باید رسید.
 آن بخش ابزاری چیست؟ بخش ابزاری عبارت است از همین ارزشهائی که ما امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح میکنیم: علم، اختراع، صنعت، سیاست، اقتصاد، اقتدار سیاسی و نظامی، اعتبار بین‌المللی، تبلیغ و ابزارهای تبلیغ؛ اینها همه بخش ابزاری تمدن است؛ وسیله است. البته ما در این بخش در کشور پیشرفت خوبی داشته‌ایم. کارهای زیاد و خوبی شده است؛ هم در زمینه‌ی سیاست، هم در زمینه‌ی مسائل علمی، هم در زمینه‌ی مسائل اجتماعی، هم در زمینه‌ی اختراعات - که شما حالا اینجا نمونه‌اش را ملاحظه کردید و این جوان عزیز برای ما شرح دادند - و از این قبیل، الی ماشاءاللّه در سرتاسر کشور انجام گرفته است. در بخش ابزاری، علی‌رغم فشارها و تهدیدها و تحریمها و این چیزها، پیشرفت کشور خوب بوده است.
 اما بخش حقیقی، آن چیزهائی است که متن زندگی ما را تشکیل میدهد؛ که همان سبک زندگی است که عرض کردیم. این، بخش حقیقی و اصلی تمدن است؛ مثل مسئله‌ی خانواده، سبک ازدواج، نوع مسکن، نوع لباس، الگوی مصرف، نوع خوراک، نوع آشپزی، تفریحات، مسئله‌ی خط، مسئله‌ی زبان، مسئله‌ی کسب و کار، رفتار ما در محل کار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعالیت سیاسی، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌ای که در اختیار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئیس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پلیس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهای ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بیگانه؛ اینها آن بخشهای اصلی تمدن است، که متن زندگی انسان است.[2] ...



 

مروري بر اسلام خواهي در قرن اخير

موج اول اسلام‌خواهي نوين 

از نظر رهبر انقلاب موج اول اسلام‌خواهي مصادف بود با پيروزي انقلاب اسلامي. اگر زماني مك لوهان گفت كه خود رسانه، پيام است، بايد در تحليل انقلاب اسلامي هم گفت خود وقوع انقلاب يك پيام بود. انقلاب اسلامي در ذات خود حامل پيامي به همه‌ي مردم جهان و به‌خصوص جهان اسلام بود. پيام بيداري اسلامي و بازگشت به هويت اصيل اسلامي و بومي كه براي قرن‌ها با تحقير غرب و استعمارگران مواجه بود. براي همين بود كه حضرت روح‌الله از همان اوائل پيروزي انقلاب اسلامي، با پيش‌دستي بر دول غربي، استراتژي مهم «صدور انقلاب» را بيان فرمودند. امام خميني اتخاذ «استراتژي فعال» در سياست خارجه‌ي جمهوري اسلامي و الگوي حمله به عمق «گفتمان استراتژيك» اردوگاه شرق و غرب را در رأس اقدامات دائمي و اصول اساسي كشور مد نظر قرار دادند. امام بارها و بارها با صداي رسا اعلام كرد كه:

«ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین‌الملل اسلامی خود بارها اعلام نموده‌ایم که در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه‌ی جهان‌خواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه‌طلبی و تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ می‌گذارند؛ از آن باکی نداریم و استقبال می‌کنیم. ما درصدد خشکانیدن ریشه‌های فاسد صهیونیسم، سرمایه‌داری و کمونیسم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته‌ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظام‌هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده‌اند نابود کنیم؛ و نظام اسلام رسول‌الله (ص) را در جهان استکبار ترویج نماییم و دیر یا زود ملت‌های دربند شاهد آن خواهند بود.»

استراتژي صدور انقلاب يعني حمله به مواضع آفندي نظام سلطه كه عليه انقلاب اسلامي در حال جريان بود. گرچه در يك نگاهي كلي‌تر، صدور انقلاب در حقيقت همان وقوع انقلاب بود. وقوع انقلاب خود عامل صدور انقلاب بود. موضوعي كه بعدها رهبر انقلاب در سخناني به آن اشاره كردند:

«ما انقلاب را امروز نمى‌خواهيم صادر كنيم. انقلاب، يك‌بار صادر مى‌شود؛ و شد! اين‌كه مى‌بينيد امروز در سرتاسر دنيا، گرايش و ايمان اسلامى زنده شده است؛ اين‌كه مى‌بينيد ملت‌ها در شمال آفريقا و در خاورميانه و در شرق و غرب كشورهاى اسلامى بيدار شده‌اند؛ اين‌كه مى‌بينيد جوانان مسلمان در كشورهاى گوناگون به زيبايي‌هاى دين و قرآن رو آورده‌اند، همه حاكى از اين است كه انقلاب اسلامى در اوّلِ وقوع خود صادر شده است. ما كه نمى‌خواهيم بعد از گذشت چهارده سال، تازه به فكر صدور انقلاب باشيم! يك بار انقلاب صادر مى‌شود و آن هم شد. وقتى كه انقلاب، پيروز شد و خبر و جذّابيت آن، دنيا را پركرد، كارى كه بايد بشود شد. همان كارى كه شما از آن ناراضى هستيد؛ همان كارى كه به خاطر آن زنجير مى‌جويد و همان كارى كه به خاطر آن خشمناك مى‌شويد، شده و كار از كار گذشته است! شما هم هيچ كارى نمى‌توانيد بكنيد و هيچ كس ديگرى هم نمى‌تواند كارى بكند. كار از كار گذشته است!» ...